

حمیده خیرآبادی

جمشید هاشمپور و فرامرز قریبیان
دومین جشن بازیگران سینمای ایران امسال در اریکه ایرانیان به خوبی و با حضور بازیگران بسیاری برگزار شد.
این جشن با فراز و نشیبهای خود به پایان رسید و یک شب به یادماندنی دیگری را برای هنرمندان کشورمان رقم زد.
× ورود خبرنگاران تا چند لحظه قبل از شروع جشن و ساعت 6 ممنوع بود. البته بعضی از بازیگران نیز به تبعیت از این قانون در سالن انتظار ایستادند و با مردم به گپ و گفت پرداختند.
× مریلا زارعی، افسانه چهرهآزاد، علی دهکردی و داود رشیدی از جمله بازیگرانی بودند که برای برگزاری این جشن زحمات زیادی کشیدند و در طول برگزاری این مراسم نیز یک لحظه از تکاپو نیفتادند.
× متین حیدرپور بازیگر کوچک سینما و تلویزیون هم از مدعوین بود اما کسی او را به داخل راه نمیداد و او میگفت: «به خدا من بازیگرم... منو راه بدین... به خدا منم بازیگرم.»
× رویا تیموریان که اولین جشن بازیگران ایران به همت او برگزار شده بود نیز با همسرش مسعود رایگان در سالن حضور داشتند.
× اریکه ایرانیان برای برگزاری این جشن سالن اجتماعات خود را رایگان در اختیار بازیگران قرار داده بود.
× آقای رجبی معمار مدیر شبکه پنجم سیما و علیرضا دبیر کشتیگیر و عضو شورای شهر تهران نیز در این برنامه حضور داشتند.
× جشن با سرود ملی کشورمان رسمیت یافت و با بیانیه انجمن بازیگران شروع شد. بیانیه را داود رشیدی خواند؛ «قدر پیشکسوتان را بدانیم و قدر بازیگر را، هنر را»
× صدرالدین شجره اجرای این برنامه را به عهده داشت اما این جشن پر از تپق و بسیار سرد و بیروح اجرا شد. تعریف و تمجید لایق بازیگران پیشکسوت است اما نه در حدی که اول جمله از یاد مجری برود و نتواند حرفش را درست به اتمام برساند.
× مرتضی احمدی از بازیگران برجستهای بود که عضویت طلایی این جشن را به او تقدیم کردند اما او هدیه انجمن بازیگران را رد کرد.
× مهدی هاشمی و گلاب آدینه باز هم با یکدیگر روی صحنه قرار گرفتند. مهدی هاشمی یک خاطره جالب تعریف کرد؛ «بچه که بودم عاشق بازیگرها بودم و بال بال میزدم تا از آنها امضا بگیرم اما خجالتی بودم و نمیتوانستم امضا بگیرم.بزرگ شدم و از قضا بازیگر هم شدم. یه روز که خیلی ها در حال امضا گرفتن از من بود بچهای از گوشهای به آنها نگاه میکرد. فکر کردم اونم مثل من خجالت میکشد که امضا بگیرد. گفتم بیا امضا بگیر. گفت: تو کی هستی؟ من تو رو نمیشناسم. از اون موقع فهمیدم که هیچ کس نیستم. ما در نقشهای مختلف حاضر میشویم اما هیچ کس هستیم نه اون نقشها. گاهی هیچ کس با تقدیر و تجلیل از جایگاه خودش پایین میاد. من امشب در بهترین مکان هستم. البته هنوز هم دوست دارم که از بازیگران امضا بگیرم.
× داریوش ارجمند در صحبتهای خودش از جمشید مشایخی تشکر و تقدیر کرد، زیرا استادش بود و حتی گاهی او را برای رفتن روی صحنه گریم کرده.
× داود رشیدی به دلیل دستاندرکار بودن در جشن دو سه بار پشت تریبون قرار گرفت. دومین بار که رشیدی روی سن رفت پایش به سیمهای گوشه صحنه گیر کرد و نزدیک بود بیفتد.
× ملیکا زارعی در کنار مادر و خاله خود در این جشن شرکت کرده بود.
× داود رشیدی مرضیه برومند را نویسنده، بازیگر، کارگردان و خواهر زن خود معرفی کرد.
× حمید حامی اجرای موسیقی این جشن را به عهده گرفته بود. او 4 قطعه را برای این برنامه در نظر گرفته بود که 2 تیتراژ در آن وجود داشت. اولین کار او تیتراژ فیلم «هدف اصلی» بود.او همراه فیروز لیسانلو (گیتاریست) و رضا تاجبخش (پیانیست) کار خود را ارائه کرد.
× حضور حمید خیرآبادی بازیگر قدیمی که این روزها به دلیل کهولت سن از فعالیت هنری دور مانده است، همه را سر شوق آورد و تمام سالن ایستاده به تشویق او پرداختند.
× مهری ودادیان یکی دیگر از پیشکسوتان بازیگری روی صحنه قرار گرفت و تئاتر تک نفرهای را اجرا کرد.
×مهری ودادیان با کمک افسانه چهرهآزاد و حمید خیرآبادی با کمک مریلا زارعی روی صحنه رفتند.
×فیلم «کایت رانر» که در حال اکران در کشور آمریکاست یکی از فیلمهای خوب به حساب میآید. یکی از نقشهای اصلی این فیلم عهده همایون ارشادی بوده که این بازیگر ایرانی با این فیلم کاندیدای اسکار شده است. همایون ارشادی نیز در این مراسم شرکت کرده و در کنار حسن پورشیرازی این شب را به گفتگو و شادی گذراند.
× پس از تقدیر از بازیگران با پذیرایی و صرف شام این مراسم به پایان رسید.
× برف سفیدی که در تهران و منطقه سعادت آباد بارید بدرقه راه هنرمندان شد

گلاب آدینه ، امین تارخ ، جمشید ارجمند

گلچهره سجادیه، گلاب آدینه ،امین تارخ و داریوش ارجمند- بازیگران سینما و مجید مجیدی- کارگردان سینما، رضا میرکریمی - مدیرعامل خانه سینما

پرویز پرستویی و مرتضی احمدی

ژاله علو
امين تارخ:
در سينماي ايران فرود بيش از فراز است جوانان بصورت آكادميك بازيگري را دنبال كنند
امين تارخ تحصيلات آکادميک را ضامن کسب موفقيت براي علاقهمندان و مشتاقان بازيگري دانست و گفت: جرقههاي سينما در دوران نوجواني که دوران کشف و شهود است اتفاق ميافتد.
به گزارش سايت سينمايي سوره، اين بازيگر سينماي ايران كه همزمان با روز ملي سينما در جمع خبرنگاران شيرازي سخن ميگفت، ادامه داد: خودم در دوره نوجواني و برحسب اتفاق وارد عرصه بازيگري شدم، آن زمان انجمنهاي فعال زيادي بود و من جذب انجمن تئاتر شدم.
وي افزود: تئاتري ديدم و آنقدر شيفته آن تئاتر شدم که با خودم گفتم، چرا من نبايد جاي آنها باشم؟! هميشه اين قياسها باعث ميشود، آدم وارد کار شود. از 18 سالگي بود که تصميم گرفتم بهشکل آکادميک اين کار را دنبال کنم و همين شکل آکادميک هر کاريست که زواياي پنهان و تاريک کار هم مشخص ميشود، به همين خاطر توصيهام اين است که جوانها تنها از روي علاقه و احساساتشان دنبال کار سينما نروند، بلکه از طريق آکادميک و دانشگاهي اين کار را پيگيري و دنبال کنند.
اين بازيگر سينما مسعود کيميايي را کارگرداني صاحب سبک دانست و گفت: وقتي آدم ميخواهد در مورد يک کارگردان مشهور و صاحب سبکي مثل کيميايي صحبت کند، بايد محتاط صحبت کند. بارها درباره کيميايي گفتهام که کارگردان بزرگ و صاحب سبکي است که بهتنهايي بخشي از تاريخ سينماي ايران را به دوش خود حمل ميکند، ولي متأسف هستم که سالهاست نتوانسته موفقيت و کيفيت فيلمهاي پيش از انقلاب و دهه 60 خود را دوباره تکرار کند. کيميايي نيازمند يک شوک است و دوستان خودش هم بايد اين شوک را به او وارد کنند. کيميايي بايد به جوانترها اعتماد کند. او زماني که 22 سالش بود توانست از تجربه مشايخي و جواني بهروز وثوقي به بهترين شکل استفاده کند و حالا هم که درکسوت با تجربه هاست بايد به جوانها اعتماد کند.
بازيگر فيلمهاي "رئيس" و "پابرهنه در بهشت" با دفاع از کارنامه بازيگري خود در سينما گفت: من سينما را با بهرام بيضايي و "مرگ يزدگرد" شروع کردم، کار کردن با بيضايي خيلي خيلي جذاب است، به جهت اينکه استاد بلامنازع تصوير و ديالوگ است و من چيزهاي زيادي از کار با او ياد گرفتم. "مرگ يزدگرد" به خاطر کلام وزين و کلاسيکي که داشت و موزون و باوقار بودناش براي من خيلي آموزنده بود. همکاري با کارگردانهايي مثل علي حاتمي، مهرجويي، کيميايي و بيضايي درک درست تصوير را براي بازيگر به همراه دارد. خيلي بد است که آدم بهعنوان بازيگر "مرگ يزدگرد" و بيضايي شروع کند، اما به « عشق +2 » ختم شود. در سينماي ايران معمولا فرود بيشتر از فراز است، در سينما شکل ظاهري بيشتر وجود دارد تا باطن، در سينماي ايران با يک دستور و يا يک اتفاق همه چيز نابود ميشود و يا شکل ديگري به خود ميگيرد.
امين تارخ يکي از بزرگترين مشکلات و معضلات سينماي امروز ايران را کمبود سالن سينما دانست و گفت: يکي از عمدهترين و بزرگترين مشکلات حال حاضر سينما ايران کمبود سالن سينماست. آنچه که برايمان باقيمانده مستهلک و فرسوده و متعلق به پيش از انقلاب است. ما در حالي که با مشکلاتي اين چنين دست به گريبان هستيم که در کنار گوشمان در دوبي بهترين و مجهزترين سالنهاي سينما در ابعاد مختلف مشغول به فعاليتاند که عمدتا به نمايش فيلمهاي آمريکايي مشغول هستند. من خودم از نزديک ديدهام که در يک مولتي پلکس 12 سالن سينما و چند متر آن طرفتر يک مولتي پلکس ديگر با 11 سالن سينما وجود دارد، يعني در 500 متر زمين 33 سالن سينما قرار گرفته که به اين ترتيب بايد گفت، سينماهاي آنها با سالنهاي سينماي ما از زمين تا آسمان فرق ميکند. در مولتي پلکسها هم سالن 1500 نفري وجود دارد و هم سالن 200 نفره. سينماي آمريکا هم در طي دهه 90 و 80 داشت به سمت ورشکستگي ميرفت که با روي آوردن به سمت ساخت مولتي پلکسها و حذف سالنهاي بزرگ جان و حياتي تازه و مجدد يافت. سينماي ما هم براي رفع مشکلات اقتصادياش و کمبود سالنهاي سينما ناگزير به روي آوردن به چنين امري ست.
گفتني است: در اين نشست هومن سيدي بازيگر فيلم "پابرهنه در بهشت" نيز امين تارخ را همراهي ميكرد.